لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
به سرم زد ، که "تو" را پاک کنم از غزلم
و به جای "تو" ، همیشه بنویسم "عسلم"
خواب دیدم ، به سراغ دل من آمده ای
درب دل باز شد و وای ... پریدی بغلم
سومنات دل من ، بتکده ی غمزه ی توست
بت افسونگر طناز منی و هبلم
گفتمت : حضرت معشوقه ، دلم تنگ تو شد
چشم "تو" بارش نور است به بزم زحلم
به خدا ، بوسه قشنگ است در این حال خراب
با لبت ، بلکه به تاخیر بیافتد ، اجلم
آمدی بوسه زدی ، غرق نگاه "تو" شدم
وای .... که مست نگاه تو ، ز روز ازلم
خلسه ی خواب "تو" بودم و پریدم ناگه
چشم "تو" ، زلزله افکند به جان گسلم
خواستم ، از "تو" بگویم ، غزلم مات "تو" شد
"تو" ، همان یاس خیال منی انگار "عسلم"
#محمد_جوکار
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ | 5:50 | نویسنده : میلاد |
عطر صدا
یاس خیال من
شب است...
نسیم عشق
به پاهای خـدا افتادم
خط لبانت
بی تو هیچ نمیارزم
عشقت مرا دیوانه کرد
ناز کن، عیبی ندارد
تو دلبری کن و بس
شراب ناب منی
گل باغ من تو..
سجده کردم به تُ
بوی عشق میدهی
میخواهمت
برایم هدیه آوردی
دلت خانه ی عشق
مرا ببوس
سخت است دل از چون تو بریدن
من بودنت را دوست دارم
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











