لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
مجنونم و خــو کرده بـــه هرگز نرسیدن
با این همہ سخت است دل از چون تو بریدن
از تو فقط آزردن و هی کـوزہ شکستن
از من همه دل دادن و پا پس نکشیدن
دل کفتر ماتم زدہ ای بود که با عشق
کارش شدہ بـی واهمــه از بام پریدن
چون سرخ ترین سیب در آغــوش درختی ،
سخت است تو را دیدن و از شاخه نچیدن
آن گونه دچارت شدہ یوسُف که خودش هم
افتاده بـــه عاشـق شدن و جامـــه دریدن
اعجاز تو مغرورترین ساحرہ ها را
وادارنمود ست به انگشت گزیدن
تا این که به هر جا ببرد عطر تنت را
واداشته ای باد صبــــا را بــه وزیدن
ای چـــادر گلدار پریشـــان شده در باد
خوب است به دنبال تو یک دشت دویدن
تاريخ : سه شنبه ششم مرداد ۱۴۰۵ | 13:30 | نویسنده : میلاد |
گل باغ من تو..
سجده کردم به تُ
بوی عشق میدهی
میخواهمت
برایم هدیه آوردی
دلت خانه ی عشق
مرا ببوس
سخت است دل از چون تو بریدن
من بودنت را دوست دارم
بیا ساده باشیم
تو از تبار غزلی
گفتم بمان
تو بگو ماه...
طناب عشق
پست آخر!!!!
گیسو پریشان کن
مرا بخوان
خدا خیر کند آخر شب را
تـو به چشمم شکــری
عالم ، همه عشق است به رنگِ گل سرخ
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











