یک بغل دلتنگــی از دامانِ یاس آورده ام
عطر گـندم را من از آغـوش داس آورده ام
چهرۀ معصوم تو هوش و حواسم را گرفت
بوسه های عاشــقی را بی حــواس آورده ام
شعری از مفـهــوم داغ انتــظاری مـــــانـــدگار
کنج ذهــنـم واژه هـــای بـــا کلاس آورده ام
در ورق بـــازی چـشـمــان خـــمــارت بُــرده ام
بـا نگاهــت عــاشــقــــانــه بــرگ آس آورده ام
بغض چندین سـالـــه ی انـــدوه مــادر زاد را
در زلال اشـــک بـــــا عمـری سپاس آورده ام
نقش زیبـــای تــو را در بــرکه ی تـنــهـایی ام
با غــروب رفتــنــت در انــعــــکــــاس آورده ام
روی گُلهای امــیـــد زنــدگی پـــــژمـــــرده است
عشق را درکوچـــه ی شب ناشناس آورده ام
از تـبــرهـای غـــــرور زخـــــمی هیــــزم شــکـــن
خاطـراتی بی تـــفـــاوت از هــــراس آورده ام
باز هم بــا یــاد تــو در دشــت عشق و انتظار
یک ســبـــد دلتـنـــگی از دامانِ یاس آورده ام
پست آخر!!!!
گیسو پریشان کن
مرا بخوان
خدا خیر کند آخر شب را
تـو به چشمم شکــری
عالم ، همه عشق است به رنگِ گل سرخ
مرا با خودت یکی کن
قهوه دارد چشمهایت
چشمهایت را مراقب باش
عاشق ِروی توام
اگه باروون بزنه
دلم را می خری یا نه؟
عطر گیسوی تو
سرزمین عشق تو
موج عشق
عشق آمد
دوستت دارد خدا
گفتی که می بوسم تو را،
حرف هم بزن
عشق مسری است
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی











