فرموده بودی غم نخور،باشد اجابت میکنم
حالا که فرمان میدهی،بانو اطاعت میکنم
هر خواهشی داری بگو،حالا که تسلیمت شدم
یا هر چه میخواهی بکن،فوقش شکایت میکنم
بانو ببخشایم اگر،بی پرده حرفی میزنم
یا لا به لای واژه ها،گاهی جسارت میکنم
من عاشقم...دل نازکم! ،وقتی که میرنجد دلم
منطق نمیفهمم اگر،گاهی حماقت میکنم
با اینکه خاموشم ولی،اینگونه آرامم نبین
یک تار مویت کم شود،بانو قیامت میکنم
وقتی خرامان میروی،از کوچه های روبه رو
حتی به خاک کوچه هم ،بانو حسادت میکنم
شاید خیالاتی شدم،شاید جنون دارم ولی...
هر جا که میگردم تو را،آنجا زیارت میکنم
کافر تر از من دیده ای؟ بانو نمیدانی بدان
حتی خدا را محض تو،دارم عبادت میکنم
با اینکه دلتنگم ولی،دارم تحمل میکنم
هی میروی،هی میروی،هی استقامت میکنم
هی بغض و هی شعر و غزل،این زخم پیر و کهنه را
با تیغ تیز واژه ها،هر شب حجامت میکنم
دارم روانی میشوم،بانو نجاتم میدهی؟
از لشکر کفری که من،هر شب هدایت میکنم
هر جا که میخواهی برو،اصلا به فکر من نباش
دارم به این تنهاییِ دیرینه عادت میکنم
اینجا کنار یاد تو،باخاطرات خوب تو
در سرزمین عشق تو،بانو اقامت میکنم
دست خدا بانوی من،هر جا که باشی خوب من
با این غزل ،با آن غزل،عرض ارادت میکنم
گیسو پریشان کن
مرا بخوان
خدا خیر کند آخر شب را
تـو به چشمم شکــری
عالم ، همه عشق است به رنگِ گل سرخ
مرا با خودت یکی کن
قهوه دارد چشمهایت
چشمهایت را مراقب باش
عاشق ِروی توام
اگه باروون بزنه
دلم را می خری یا نه؟
عطر گیسوی تو
سرزمین عشق تو
موج عشق
عشق آمد
دوستت دارد خدا
گفتی که می بوسم تو را،
حرف هم بزن
عشق مسری است
با حیا بودم ولی
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی











