لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
چشم تُ تا بنشیند به کمینم کافیست
خویش را صید نگاه تُ ببینم کافیست
عکسی از چشم تُ در کنج اتاقم قاب است
اینکه با چشم سیاه تُ قرینم کافیست
باغی از غنچه وگل روی لبانت داری
من از این باغ اگر بوسه بچینم کافیست
من از این عالم بی مِهر نخواهم چیزی
در دلت خانه امنی بگزینم کافیست
در دل ظلمت شبهای پُر از تنهایی
روی زیبای تُ ای ماهترینم کافیست
تُ فقط قول بده پیش دلم میآیی
تا ابد منتظرت هم بنشینم کافیست
سجده کردم به تُ و چشمِ تُ ای زیبایم
بشود چشم تُ هم قبله و دینم کافیست
کاش در گرمی آغوش تُ خوابم ببرد
بکشی دست به چشمان غمینم کافیست
تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 10:54 | نویسنده : میلاد |
یاس خیال من
شب است...
نسیم عشق
به پاهای خـدا افتادم
خط لبانت
بی تو هیچ نمیارزم
عشقت مرا دیوانه کرد
ناز کن، عیبی ندارد
تو دلبری کن و بس
شراب ناب منی
گل باغ من تو..
سجده کردم به تُ
بوی عشق میدهی
میخواهمت
برایم هدیه آوردی
دلت خانه ی عشق
مرا ببوس
سخت است دل از چون تو بریدن
من بودنت را دوست دارم
بیا ساده باشیم
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











