لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
میدانم شب است،
کسی از شب بدی نخواهد دید.
اما من خوابم نمیآید،
دیریست که خوابم نمیآید.
گاهی اوقات
از آن هزارههای دور،
یک دقیقه آبی میآید
و مرا به مکث مشترکمان
گره میزند.
هی میروم به فکر،
شاید آب از آب تکانی خورد؛
اما باد از پنجره می آید،
دوری میزند از بیراهیِ خویش
و باز میگردد و باز من،
هیچ پیغامی برای شبِ بلند ندارم...
#سید_علی_صالحی
تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 22:42 | نویسنده : میلاد |
یاس خیال من
شب است...
نسیم عشق
به پاهای خـدا افتادم
خط لبانت
بی تو هیچ نمیارزم
عشقت مرا دیوانه کرد
ناز کن، عیبی ندارد
تو دلبری کن و بس
شراب ناب منی
گل باغ من تو..
سجده کردم به تُ
بوی عشق میدهی
میخواهمت
برایم هدیه آوردی
دلت خانه ی عشق
مرا ببوس
سخت است دل از چون تو بریدن
من بودنت را دوست دارم
بیا ساده باشیم
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











