دلدار

شعر

شب است...

میلاد
دلدار شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

شب است...

می‌دانم شب است،

کسی از شب بدی نخواهد دید.
اما من خوابم نمی‌آید،
دیریست که خوابم نمی‌آید.

گاهی اوقات
از آن هزاره‌های دور،
یک دقیقه آبی می‌آید
و مرا به مکث مشترکمان
گره می‌زند.

هی می‌روم به فکر،
شاید آب از آب تکانی خورد؛
اما باد از پنجره می آید،
دوری می‌زند از بی‌راهیِ خویش
و باز می‌گردد و باز من،
هیچ پیغامی برای شبِ بلند ندارم...

#سید_علی_صالحی



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 22:42 | نویسنده : میلاد |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.