لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
ای دخترِ زیبـای غـزل، پَـر بزن امشب
رنگی بـه الفبـای کبـوتـر بـزن امشب
امشب تـو بیا مثلِ همان کـوچهٔ باران
بـا ضربـه ی آهنگِ دلم در بزن امشب
از نـامِ کبـوتـر خبـری نیست در اینجـا
بر این دلِ بی بال و پَرم سر بزن امشب
عـاشق شدنم قصهٔ یک عمر دروغ است
حرفی بـه من از عشق فراتر بزن امشب
مانندِ نسیـمی کـه "سحر" خـواب ندارد
رقصی بـه غـزل خوانیِ آذر بزن امشب
بر قـابِ خیالم که به تصویرِ تو زیباست
بـا مُهـرِ لبـت واژه ی بـاور بزن امشب
تاريخ : شنبه ششم دی ۱۴۰۴ | 7:55 | نویسنده : میلاد |
گرم شد قلبم بعشق
شاید دلم شکسته
محشر است...
داستان عشق...
خیال دیدن یار
مرا پیدا کن و برگرد
تعطیل است کارِ عشق بازی
همچنان جان داشتم
عطر صدا
یاس خیال من
شب است...
نسیم عشق
به پاهای خـدا افتادم
خط لبانت
بی تو هیچ نمیارزم
عشقت مرا دیوانه کرد
ناز کن، عیبی ندارد
تو دلبری کن و بس
شراب ناب منی
گل باغ من تو..
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











