لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
با تُام ای ماه پاره ،چشم و ابرویت کجاست؟
باد میآید به سویت، رقص گیسویت ، کجاست؟
آن تبسّمهای شیرین، آن نگاه آتشین
آن همه نازک خیالیهای ابرویت کجاست؟
بعد از این در زیر بالم لانه دارد آسمان
راستی ای آسمان ، خیل پرستویت کجاست؟
ناگهان در کوچههای دل کسی فریاد زد
وعده گاه دوستی ، انفاس شببویت کجاست؟
زخم دارم ، بیشمار از دوستانی ناشکیب
ای رفیق مانده در دل، نوشدارویت کجاست؟
گفتم امشب تا سحر خاموش باشم ، ماه گفت
ذکرلاحول ولایت ، بانگ هوهویت کجاست؟
تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ | 22:45 | نویسنده : میلاد |
تبسّم میکنی گاهی
گرم شد قلبم بعشق
شاید دلم شکسته
محشر است...
داستان عشق...
خیال دیدن یار
مرا پیدا کن و برگرد
تعطیل است کارِ عشق بازی
همچنان جان داشتم
عطر صدا
یاس خیال من
شب است...
نسیم عشق
به پاهای خـدا افتادم
خط لبانت
بی تو هیچ نمیارزم
عشقت مرا دیوانه کرد
ناز کن، عیبی ندارد
تو دلبری کن و بس
شراب ناب منی
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











