لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
عاشق دیوانه ات درگیر افکار تو شد
مانده در کار دل و وامانده در کار تو شد
در پی چشمان آهویت دوید و رام گشت
عاقبت دیدی که صیادی گرفتار تو شد
دست در زلف سیاهت بردی و باران گرفت
دشت مست از عطر و بوی ناب گلزار تو شد
درشب دلدادگی ها خوب تابیدی ، چه خوب
ماه هم درمانده ی مهتاب رخسار تو شد
در میان دلبران ،طناز و شیداتر شدی
عاشقی با یک دل و صد جان خریدار تو شد
تا ابد دربند احساس تو می ماند دلم
نیست درمانی برای آنکه بیمار تو شد
#اسماعیل_حاج_علیان
تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ | 1:13 | نویسنده : میلاد |
پست آخر!!!!
گیسو پریشان کن
مرا بخوان
خدا خیر کند آخر شب را
تـو به چشمم شکــری
عالم ، همه عشق است به رنگِ گل سرخ
مرا با خودت یکی کن
قهوه دارد چشمهایت
چشمهایت را مراقب باش
عاشق ِروی توام
اگه باروون بزنه
دلم را می خری یا نه؟
عطر گیسوی تو
سرزمین عشق تو
موج عشق
عشق آمد
دوستت دارد خدا
گفتی که می بوسم تو را،
حرف هم بزن
عشق مسری است
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید











