دلدار

شعر

می‌گویم تُ‌یی

میلاد
دلدار شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

می‌گویم تُ‌یی

بوی عطری می رسد از دور ، می‌گویم تُ‌یی
قاصدک می رقصد و پرشور ، می‌گویم تُ‌یی

یک نسیمی می‌وزد بر گونه‌های خیس من
می‌رود پس پرده‌های تور ، می‌گویـم تُ‌یی

بغض‌های کهنه را سرمی‌کشم من بیت بیت
بوسه‌ها می گیرم از انگور ، می‌گـویـم تُ‌یی

بـاد مـی‌افـتـد بـه گـنـدم زار می‌لــرزد دلــم
چون پریشان گیـسوان بور می‌گـویـم تُ‌یی

نیمه شب‌ها می‌کـنم آغــوش روی مــاه بـاز
می‌شود سر تا به پایش نور ، می‌گویـم تُ‌یی

شـعـر می‌خـوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه‌ام
شاخه شاخه می‌شود مسرور ، می‌گویم تُ‌یی

این غزل می‌ماند و شب‌های مـهتابی و من
شـور می‌ریــزم در ایـن سنتـور ، می‌گویم تُ‌یی

در مـیـان پـنـجره ایـستـاده‌ام تـا یـک نـفـس
بــوی عــطری تا رسد از دور ، می‌گـویم تُ‌یی



تاريخ : جمعه نهم آبان ۱۴۰۴ | 6:41 | نویسنده : میلاد |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.