دلدار

شعر

می زند باران

میلاد
دلدار شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

می زند باران

می زند باران و من دارم هوایی می شوم
غرق این فکر پلیدی که کجایی می شوم

می زند باران به شیشه ، من پر از یاد توأم
غرق این جمله اگر دیگر نیایی می شوم

می زند باران و من دنبال دستان توأم
غرق چشمان قشنگ کهربایی می شوم

می زند باران و من گم می شوم در پشت مه
می شوم گم ، همنشین عطر چاپی شوم

غرق هر چه خاطره ، هر چه که بوده بین ما
غرق هر آرامشی یا هر دوایی می شوم

غرق این خانه که بعد از تو ندارد دلخوشی
غرق این بشقاب های لب طلایی می شوم

چکه چکه ، نم نم باران ، صدای عقربه
مثل مرغی در قفس دارم فدایی می شوم

این صداها بعد تو اینجا عذابم می دهند
می شوم تنها و غرق های هایی می شوم

آه گاهی خاطرات کهنه رنجت می دهند
فکر دیگر می کنم ، فکر رهایی می شوم

می روم یکبار دیگر فال حافظ می زنم
غرق این وهمی که شاید تو بیایی می شوم

می روی؟ دل می کنی؟ حتما جوابت مثبت است
می روم من هم کناری ، ماورایی می شوم..
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ | 11:29 | نویسنده : میلاد |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.