می زند باران و من دارم هوایی می شوم
غرق این فکر پلیدی که کجایی می شوم
می زند باران به شیشه ، من پر از یاد توأم
غرق این جمله اگر دیگر نیایی می شوم
می زند باران و من دنبال دستان توأم
غرق چشمان قشنگ کهربایی می شوم
می زند باران و من گم می شوم در پشت مه
می شوم گم ، همنشین عطر چاپی شوم
غرق هر چه خاطره ، هر چه که بوده بین ما
غرق هر آرامشی یا هر دوایی می شوم
غرق این خانه که بعد از تو ندارد دلخوشی
غرق این بشقاب های لب طلایی می شوم
چکه چکه ، نم نم باران ، صدای عقربه
مثل مرغی در قفس دارم فدایی می شوم
این صداها بعد تو اینجا عذابم می دهند
می شوم تنها و غرق های هایی می شوم
آه گاهی خاطرات کهنه رنجت می دهند
فکر دیگر می کنم ، فکر رهایی می شوم
می روم یکبار دیگر فال حافظ می زنم
غرق این وهمی که شاید تو بیایی می شوم
می روی؟ دل می کنی؟ حتما جوابت مثبت است
می روم من هم کناری ، ماورایی می شوم..
تـو به چشمم شکــری
عالم ، همه عشق است به رنگِ گل سرخ
مرا با خودت یکی کن
قهوه دارد چشمهایت
چشمهایت را مراقب باش
عاشق ِروی توام
اگه باروون بزنه
دلم را می خری یا نه؟
عطر گیسوی تو
سرزمین عشق تو
موج عشق
عشق آمد
دوستت دارد خدا
گفتی که می بوسم تو را،
حرف هم بزن
عشق مسری است
با حیا بودم ولی
تو میر عشقی
در غزل هایم رهایی
تو صدایم کردی
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی











